blog*spot
get rid of this ad | advertise here

سقوط برهنه





ایمیل



بايگانی




۹/۰۸/۱۳۸۲
 
زن و مرد مي توانند در هنگام ازدواج حقوقي را که قانون از زن دريغ داشته (طلاق، حضانت، اشتراک اموال، سفر، تحصيل و کار) به عنوان شرط ضمن عقد به نکاحنامه بيفزايند، در عين نگرفتن مهريه از سوی دختران بود...متن كامل در وبلاگ خانم شادی صدر در مطلبی تحت عنوان *كار بزرگ*.

پاسخ دوستان

ال الا

نی لبک عزيز، مطمئنم که بسيار بيشتر از ۱۴ نفر ، اين مطلب خواننده داشته. مثلا خود من سه بار اين مطلب را خوانده ام.يکبار در وبلاگ شادی صدر و دو بار در وبلاگ تو. پيگيری گسترده و همگانی اين حقوق- هرچند به طور سمبليک و حتا بصورت غير کاربردی - توسط جوانان اين نسل لا اقل باعث خواهد شد که در آمار تا چند سال بعد منعکس شود. قطعا اين مسئله بر قانونگذاری تاثير خواهد داشت.و اگر به دليل ارتجاع اندیشه و غير قابل تغيير فرض کردن قوانين متحجرانه ، تغيير غير ممکن به نظر برسد ،زياد شدن استثنا ها اصل قانون را خدشه دار خواهد کرد.البته شايد مسخره باشد که از قانونی که آنرا به رسميت نمی شناسيم حقوق مسلم و انسانی خود يا همسرمان را طلب کنيم. ولی آيندگان خواهند دانست که ما در جهل مرکب نبوده ايم و از حقوق خود و همسرمان به حکم انسانيت، لا اقل اطلاع داشته ايم.مرسی

ب مثل بودن

تا اونجا که من می دونم فمينيست های معروف به دو آتشه يه جورايی از اونطرف بام افتادن يعنی همونطور که خرس مهربان عزيز اشاره کرده به تسلط زنها بر مردها بيشتر معتقدند تا برابری (اين هم خود شايد دلايلی داشته باشه) ولی فمينيست هايی که ميانه رو هستند به برابری معتقدند.. اما اون گروه اول اونقدر در خواسته هاش زياده روی کرد و شلوغ کرد که حالا همه فمينيسم رو برابر با زياده خواهی زنها و تسلطشون بر مردها می دونن متاسفانه!!!! از اينها که بگذريم تفاوت های بيولوژيکی مرد و زن رو نمی شه ناديده گرفت و نيز نياز های روحی شون رو... هنوز دانشمندان در مورد اينکه ممکنه بخشی از مغز موجب اين تفاوت های عاطفی باشه و يا کروموزوم ها و يا هر دو و يا هيچ کدام در حال بررسی و تحقيق هستند.فقط........باقی..........اما خب اين دليل نمی شه که حقوق اجتماعی و حتا شخصی شون تفاوت های فاحش داشته باشه و يکی بر ديگری زورمندی کنه!! .......

ما هنوز با قشر به اصطلاح تحصيلکرده و درس خونده مشکل داريم تو ايران چه برسه به روستايی کم سواد و قشر کاملن سنتی جامعه!!!... قوانين ازدواج با اضافه و کم کردن تبصره حل نمی شه (گرچه بايد بگم که به هر حال شروع خوب و لازميه) بايد ديدگاه جامعه نسبت به زن و نیازهاش به عنوان یه انسان عوض بشه و اين اتفاقن بايد از خود زنها آغاز بشه!!!! در واقع بدترین حالت زمانیه که بین انچه که در صورت ظاهر یه چامعه دیده می شه با آنچه که در داخل خانه ها می گذره تفاوت فاحشی باشه (همون فاصله ی زیادی که در رفتار و حتا عقاید مردم ما در این چند ساله دیده می شه) ... مردم ما هنوز خودشون با خودشون یکرو نیستن ، چطور انتظار داریم که با همنوع خودشون و *جنس دوم* بیریا برخورد کنن..................... خانه از پای بست ویران است .................... (فارسی منو ببخشین ،اگه کمی نا مفهوم می رسه!!!) تا بعد .

پاسخ نی لبك:

سلام پرشتوک عزيز.تفاوتهای بيولوژيک انکارناشدنی هستند ولی چه ربطی به حقوق بشر (فارغ از جنسيت)دارند؟!و جالبه که هر يک از آقايون که مياد برای اين مطلب نظر بده انگار مورد حمله واقع شده ؛ زود از افراطی گری فمنيستی ياد ميکنه؛ دوست من ما الان در شاهراه ارتباطی و اطلاعاتی درايم با هم ارتباط برقار ميکنيم جايی که پر از اطلاعات جديده٬‌پس لزومی نداره *بنابراطلاعات قديم* در باره نوشته من يا خواسته های زنان امروز قضاوت کنيم.تازه ! افراطی يا غير افراطی ؛ پاسخ نظر را با نظر بايد داد٬‌نه با زدن برچسب روی صاحب نظر ٬ که تو فمنيست افراطی هستی و از اين حرفا....! نميدانم چرا وقتی نوبت به مبحث زن که ميرسه همه کهنه ترين اطلاعات و محافظ کارانه ترين منش را پی ميگيرند؟ سخت دردناکه که نيمی از جامعه انسانی٬‌بر آورده شدن حقوق نيمی ديگر را حمله و تجاوز به حقوق خودش ميداند...راستی چرا ؟؟دوستان مذکر ی که افکارشان در ديگر زمينه ها رو به سوی روشنگری دارد متوجه باشند که چشم بستن بر روی اين مساله خانه انديشه آنها را از پای بست ويران خواهد کرد.حالا حداقل بعد از توضيات من ميدونيد که موضعم افراطی نيست.پس دوباره بيايد و به اصل موضوع توجه کنيد ونظرتان را راجع آن مورد حقوقی بنويسيد.اگر هم مخالفيد دلايل آن را بنويسيد تا برآيند انديشه های زنان و مردان جامعه ما در اين نظر خواهی محدود را بفهميم.خيلی جالبه هنوز هيچکس به اصل موضوع نوشته واکنشی نشان نداده! و من هيچ جا ننوشته بودم که فمنيستم يا مدافع افراطی فمنيسم هستم.همچنان منتظر چشمهای شسته دوستانم هستم.

دوست من، شما كه خودتان گفته ايد مهريه كارساز نيست (كاركرد مثبت براي مهريه قايل نيستيد)پس چرا گذشتن از اين حق؟!را عجولانه مي خوانيد؟ خب به قول خودتان خيلي چيزا به قانون و تبصره بستگي نداره، براي همين هم هست كه گذشتن از مهريه كه بر طبق قوانين حق زن هست پيشنهاد ميشه تا از آنطرف كه تساوي دارايي زندگي مشترك درخواست ميشه اين تصور پيش نياد كه مرد در زندگي بازنده است ،از طرفي ديگر ، اين نشون ميده كه زنان حاضرند از حقوق مادي شان بگذرند تا يكسري حقوق معنوي را بدست بياورند.ببينيد جامعه اكنون ما از ديناميسم جالب توجهي برخوردار شده كه اونو به پيگيري راه خود جداي از حكومت و قوانين متحجرانه اش سوق داده است.وقتي كه تجديد نظر در قوانين راهش بسته است خب اين كمترين كاريه كه زنها ميتونند در جهت بهتر كردن وضع خودشان بكنند.نياز به تغيير دراز مدت را يادآور شده ايد.اين تغيير موردنظر شما از كجا و چگونه بايد شروع شود؟! يا دولت بايد اينكارو بكنه يا خود مردم بايد شروع كنن.چاره اي غير ازين هست؟پذيرش يا عدم پذيرش حكومت يا مردم روستايي يا تحصيلكردگان كوته نظربه نظر شما چه ارتباطي به خواست زنان يا مرداني دارد كه ميخواهند مثل آدم زندگي كنند؟اين يك مشكل تاريخي براي ماست كه به جاي پيروي از نخبگان و پيشروان جامعه پيرو عقب ماندگان جامعه ميشويم و ترس از برخورد اين بخشر مثل شبحي بر حركت و پيشروي ما سايه مي اندازد.مشكلي كه شما مگيد يعني حتي در مورد تحصيلكرده و با فرهنگش! مشكل فرهنگ عمومي ماست.فرهنگ عمومي با آگاهي نسل جديد از امكان برخورداري از يك زندگي بهتر و ديگرگونه همگام با تحولات جهاني امكان تحول خواهد يافت . فعلا كه راه تحول از بالا بسته است.

شما فرهنگمان را پذيراي تغيير نميدانيد و حكومت را نيز به همچنين: خب دوست من با اين بن بست فكري كه شما ايجاد مي كنيد بفرماييد كه پس *تغيير*(تغيير و پيشرفت غير قابل اجتناب هست) چگونه و از كجا بايد شروع شود؟!گفتيد ديدگاه جامعه بايد عوض شود ، خب شما، من و امثال ماست كه با حمايتمان از اينگونه اقدامات تغيير نگرش جامعه!را موجب خواهيم شد.خانه از پاي بست ويران است ولي نشستن و زار زدن به حال اين خانه ويران كاري را از پيش نخواهد برد، پس قدم به قدم براي از نو بنا كردن اين خانه تلاش خواهيم كرد.اميدوارم خسته تون نکرده باشم ببخشيد که طولانی شد.

خرس مهربان

درمورد فمينيسم من زياد موافق نيستم مبارزه عام برای حقوق بشر از اهم واجبات هست . ممنون از توضيحاتتون . تمام نوشته های شما کاملا درست و متين هست . منتهی شايد مشکل در خود من باشد .من فکر می کنم بيشترين فمينيست هايی را که در اطراف خود می بينم چنان افراد دموکراتی نيستند . يعنی انها بيشتر دنبال زن سالاری هستند نه برابری حقوقی . من نيز چون شما هر نوع تلاش برای حقوق انسان ها چخ مرد يا زن کودک زندانی اقليت ها را گام مهمی می دانم . منتهی شايد تجربه خودم هست در اين چند سال مردها بيشتر تحت ستم مضاعف بودند البته مردهای تحصيلکرده و طرفدار يک زندگی انسانی تر را می گويم .

پاسخ نی لبك:رشد وتوسعه ناموزون پاره های جامعه ما من جمله زنان و جوانان و کودکان توجه ويژه ای را می طلبد.من نميدانم چرا وقتی پای مباحث حقوق زنان که ميرسه چرا روشنفکرترين مردان جامعه ما هم می خواهند آن را به بعد موکول کنند يا از اين مباحث دوری کنند.؟! خرس عزيز شما یا من اگر تفکر سياه و سفيد نداشته باشيم٬‌چرا بايد از طرح و ورود در اينگونه مباحث هراس داشته باشيم؟شما با اين پيشفرض که تقاضای حقوق برابر برای زنان بحثی فمنيستی است و از انواع فمنيسم آنچه که شناخته ايد نوع افراطی و نقطه مقابل مردسالاری که همون زن سالاری باشد را ملکه ذهن تان قرار داده ايد ای بحث را ناخوشایند خوانده اید٬ در حاليکه اينگونه نيست.

من اصلا به فکر عنوان فمنيسم دادن به اين قضيه نيستم٬‌آنچه که مد نظرم هست برابری انسانها فارغ از جنسيت در برابر قانون هست.حقوق بشر اعم است از حقوق زنان و کودکان و ... چگونه به حقوق بشر معتقديد و به حقوق زن نه؟شما اگر نابرابری زنان را خوب لمس کرده باشيد خواهيد فهميد که زندگی مردان نيز از اين نابرابری و جهل زنان نسبت به حقوق و شان خود بسيار صدمه ديده است و می بيند.زنی که هويت خود را نه از ديد خود بل که از ديدگاه مرد تعريف ميکند و براساس این بی هویتی ٬‌برای پيوستن به زندگی مشترک برای خود نرخ تعيين ميکند آیا مطلوب شماست؟انسانی که برای خود هویتی مستقل قایل نباشد در ابعاد و جنبه های مختلف زندگی و بالاخص در حوزه ارتباطات عاطفی و خردورزی های ملازم يک زندگی موفق مشترک ٬‌حتما کم خواهد آورد.انسانی که طالب رشد هست و به نفس انسان بودن معتقد است٬ ديگری را نيز انسان ميخواهد انسانیحقوق بشر در ایران در مورد هر دو جنس به شدت لگد مال شده است ولی این مانع نمیشود از درخواست خواسته و تقاضای جنسیتی.جامعه چند صدايی که از آن دفاع می کنيم همين است ديگر دوست خوب من.!!!يک زن ميتواند هم مدافع حقوق بشر اعم از مرد وزن و کودک و کارگر و معلم و دانشجو و ... باشد در عين حال مدافع حقوق زنان!و یک مرد هم میتواند مدافع و پشتیبان حقوق زنان باشد حداقل برای بهتر کردن وضعیت زندگی ٬‌دخترش٬ خواهرش٬‌مادرش و زنش و در نتیجه خودش.!حقوق زنان را از حقوق خودتان جدا ندانيد و مطمين باشيد که بخش بسيار مهمی از حقوق بسیار ظریف و انسانی شما مردان در تامين حقوق زنان نهفته است با فرصت برابر رشد!نيمی از اعضای جامعه اگر راکد ومنفعل و جاهل و محروم از حقوق برابر باشند شما آيا ميتوانيد در اين وضعيت از رشد و توسعه و دموکراسی حرف بزنيد.زنان آگاه و دارای فرصتهای برابر حقوقی به عنوان رکن اساسی تربيت در خانواده ها از ارکان مهم جامعه دموکراتيک و طبقه متوسطی که موجد و مدافع جامعه مدرن هست ميباشند.چگونه ميتوان مشکلات آنها را به بعد موکول کرد؟( حجم زياد پيام باعث شد که بخشی از آن از بين برود اگه لازم بود توضيح بيشتری خواهم داد.)اميدوارم لحن مرا نه خصمانه بلکه کاملا همدلانه و در متني دوستانه از بحث و نظر تلقی کنيد.

در مه.

اولش بگم که علاقه چندانی به بحث حقوقی ندارم.ولی بگم که پيگير بحث فمينيسم هستم(البته با همه نارسايی ها و سو برداشتهايی که از اين عبارت توی ايران هست) ...

پاسخ نی لبك:در ضمن دوست عزيز علاقه مندی به مباحث فمينيسم (و لابد فمينيسم بومی) بدون توجه به نابرابریهای حقوقي چگونه مممکن است؟!به هرحال زنان و مردان موجوديت اجتماعی جدااز هم ندارند.پس ناچار از انديشيدن به نابرابری حقوقی هستيم.قصدم نه تحميل نظر بل که٬‌يادآوری مسووليت اجتماعی مان هست

poetic

دردناک‌است مهربان. دو تن آدمی‌زاد ‌بخواهند با هم زندگی کنند‌‌‌ ـ و لابد هم‌ديگر را دوست هم مي‌دارند‌‌‌ ‌‌ـ آن‌وقت مجبور باشند اين‌همه شرط و شروطِ کتبی و محضری و لاک‌ومهر دار بگذارند آن بين. چرا؟