blog*spot
get rid of this ad | advertise here

سقوط برهنه





ایمیل



بايگانی




۴/۲۷/۱۳۸۳
 
پاسخی پر از سوال!
نو اندیشی دینی اصطلاحی است که مدتهاست بر سر زبانها افتاده ؛ دین دار و غیر دین دار مباحث گسترده ای را در این زمینه راه
انداخته اند.ولی در صحیتهای وبلاگی که اخیرا با سهیل و بهرام داشته ام( سهیل:نو انديشي ديني نمي‌دونم يعني چي/ يعني به دين‌ِ نو بيانديشيم؟ يا در دين به شيوه‌ي نوين بيانديشيم؟ يا بينديشيم دين را نو نوار كنيم ...بهرام : در واقعیت هم این نواندیشان دینی، کدام "نویی" را ارایه داده‌اند که پیش از آنها وجود نداشته باشد؟), از طرف خودم مجاب شده ام به پاسخگویی به سوال این دوستان و خودم نیز! ...پاسخ ها چیستند؟ پاسخ از پیش آماده ای ندارم و در واقع بیشتر از آنکه پاسخی داشته باشم سوال مند شده ام. د رروند جستجو برای پیدا کردن پاسخ , به سوالات دیگری برخورده ام, به مثل ِ؛ آیا اصلا نواندیش(روشنفکری) دینی وجود دارد؟اگرآری, این روشنفکری چه خصیصه هایی دارد؟به چه روشی می اندیشد؟ دستاوردهایش چه بوده است؟به نظر می رسد این جریان مبهم و مه آلود با طیفی گسترده از ادعاهای دگرباشی ِ دینی نتوانسته خودش را به طور اساسی معرفی کند.اما این ابهام و مه آلودگی, آیا ناشی از ضعف درمعرفی خود است یا ناشی ازاینکه اندیشه جدیدی متولد نشده است که بخواهد خود را معرفی هم بکند.آیا نواندیشی دینی می تواند در چهارچوبهای پیشین روی دهد؟با توجه به عدم احاطه به حوزه موضوعات دینی و صرفا بر اساس واکنش فردی که با اتکاء برمنش و تجربه زندگی شخصی به قضاوت دین می نشیند , و هم چنین در فقدان شکل گیری الهیات انتقادیِ دامنه دار از سوی دینداران متفکرایرانی , غور و تفحص در این حوزه برای کشف ظرفیتهای نواندیشی(امکان یا امتناع نواندیشی د ردین) را در صلاحیت خودم نمی بینم.از طرفی نمی توانم از بیماری مشترک روشنفکری دینی و غیر دینی هر دو یاد نکنم ؛ یعنی پاک کردن مستمر صورت مسایل مبتلا به جامعه روشنفکری (خب بااین وضع آیا اصلا می شه از عنوان روشنفکر استفاده کرد؟!) و امتناع از مواجهه باموانع و بن بستهای نظری.مدعی روشنفکری دینی نه دراندیشه مواجهه بامسایل حوزه تفکر یا ایمان خود, بل که دراندیشه سست کردن بنیانهای نظری تفکرات غیر دینی و د رواقع د رموضع دفاع هستند.روشنفکری غیر دینی هم نه در اندیشه مواجهه با مسایل حوزه فکری خود و نه تولید اندیشه نو, بل که د رکارِ نمایاندن بی بنیانی یا کج بنیانی ِ ایمانِ دینی هست.آیا حضور دین صرفا بنا به خواست دین داران در تمامی بخشهای زندگی اجتماعی , به هرقیمت ممکن است؟ و آیا دین از عرصه زندگی اجتماعی به اراده بخش غیر دینی ,حذف شدنی است؟...(بهرام وسهیل ) عزیز, عجب پاسخی به شما و خودم داده ام ؛ پاسخی پر از سوال!