blog*spot
get rid of this ad | advertise here

سقوط برهنه





ایمیل



بايگانی




۴/۱۱/۱۳۸۵
 

هیچ راهی وجود ندارد برای اینکه ما از مکنون فکر دیگری با خبر بشویم و یا دیگران از مکنون فکر ما با خبر بشوند ،مگر اینکه در یک مراوده داوطلبانه مکنونات ذهنی خود را برای یکدیگر مطرح کنیم.راهی وجود ندارد که بر تفکر یکدیگر تاثیر بگذاریم مگر از طریق گفتگوی داوطلبانه...رفتار انسانها از انتظارات،بیم و امیدها،اندیشه ها و در واقع هر آنچه که در ذهن انسان میگذرد ریشه می گیرد...نکته قابل توجه اینست که انسان می تواند با رفتار استراتژیک و گمراه کننده ،نیات خود را پیگیری کند بدون اینکه مجبور باشد مکنونات فکر و ذهن خودرا آشکار کند.مبنای بسیاری از اختلالات در ارتباط و روابط بین آدمیان در جوامع بسته، از جمله ریاکاری،تزویر،دروغ،خیانت،کم کاری،خرابکاری و...از همینجا ناشی می شود که افراد از بروز دادن ومطرح کردن مکنونات فکری خود نگران و بیمناک هستند،اما در عین حال رفتارهای خود را بر اساس فکر و نیت خود شکل می دهند.در چنین شرایطی کسانی که ار معیارهای اخلاقی بالاتری برخوردارند چون حاضر به تن در دادن به رفتار گمراه کننده و ریاکارانه نیستند کنار می کشند،سکوت می کنند،فرصت ها را از دست می دهند و زیان می بینند.آنها که اصول اخلاقی ضعیف تری دارند آمادگی رفتار ریاکارانه را داشته و در صحنه باقی می مانند،ترقی میکنند و بهره مند می شوندو در عین حال آسیب می رسانند.از همین روست که پایه و اساس رشد و سلامت فرهنگی نه محدودیت ،که آزادی اندیشه است.آزادی اندیشه و عواقب آن و رفتارهای مبتنی بر اندیشه های فردی بر مراوده های اجتماعی تاثیر می گذارد.وجود آزادی علاوه بر شفافیت و صراحت در مراودات اجتماعی، برای ظهور و حضور مشکلات و تناقض های نهفته اجتماعی یا فردی بر روی میز تشریح کارشناسان و متخصصان، تلاش برای کاهش یا رفع یا تعدیل تناقض و به تبع آن خنثی کردن حالتهای معارضه یک ضرورت است.
*برگرفته از کتاب آزادی خواهی نافرجام اثر محمد طبیبیان،موسی غنی نژاد،حسین عباسی علی کمر+ افزوده های خودم