blog*spot
get rid of this ad | advertise here

سقوط برهنه





ایمیل



بايگانی




۸/۰۷/۱۳۸۳
 
دوست بسیار عزیزم , MAGNA CARTA

تاریخ اسلام هر چه که هست مثل هر تاریخ دیگری مرده وتعلق اش به آرامگاه تاریخ است, معضل جوامع مسلمان عدم تولید اندیشه دینی و به همچنین اصراری عصبی بر داشته های پیشین دینی(دفاع درهم و متعصبانه از هر آنچه در تاریخ اسلام روی داده است.) است.عقب ماندگی جوامع مسلمان این سوال را در ذهن ایجاد می کند که آیا رابطه ای یا همبستگی بین دین اسلام با ایستایی اجتماعی, اقتصادی و سیاسی جوامع مسلمان وجود دارد؟ مطمینم که برای خودشماهم این سوال مطرح است.مطلق انگاری نظری را پیشاپیش رد می کنم .اما به نظر شخص خودم و به عنوان یک غیر دیندار, به نظرم اینگونه می رسد که اسلام در اثر عدم تولید فکری مسلمانان , یعنی بی توجهی به نقد جنبه های مختلف آن(جنبه اسطوره مندی آن,جنیبه اجتماعی ومدنی آن, جنبه فردی آن, جنبه اقتصادی آن جنبه سیاسی آن و جنبه های دیگری...) تنها, بعد(یا جنبه) بندگی و تقدیرگرایی آن از سوی مسلمانان پذیرفته شده است. انسان اندیشمند در باورهایش اعم از دینی یا غیر دینی سعی در افزودن و جرح و تعدیل باورهای پیشین دارد و از اینگونه, ایده دینی یا غیر دینی خود را شکل می دهد و توسعه می دهد.بسته به اینکه این توسعه از سوی چه کسی با چه ساخت روانی اعمال شود جهت توسعه مثبت یا منفی می شود.منظورم از مثبت یا منفی اینست که آیا اندیشه ای در جهت گسترش هر چه بیشتر دایره پذیرش دیگران توسعه می یابد یا در جهت هر چه محدودتر ساختن این حوزه.اهمیت این گستردگی در پذیرش دیگران به پیشفرضی بر می گردد که زندگی اجتماعی و تبعات آن را پیشاپیش پذیرفته است , وگرنه, کسی که اساسا نظم موجود را نمی پذیرد بحثش جدا است.ولی دوست عزیزم هر دومونم نیک می داینم که هیچ دین یا آیینی به زور و یا حتی بدون زور و صرفا پا برجا بر اساس ایمان ایستا و کور ماندنی نیست.این تکلیف مسلمانان است که اگر به حیات دین خود می اندیشند به روزش کنند و آلایش های خشن و واقعی برجامانده در تاریخ اسلام را بزدایند؛ با پیوستن به جهان انسانی غیر مسلمان و نگاه به آن به عنوان همسایه نه کهتر و احقر از مسلمانان.نظر شما چیه
پرشین بلاگ د راقدامی نابخردانه وبلاگ های همجنسگرایان را مسدود کرده از جمله همواروتیسم که مطالب علمی و تحقیقی و مهمتر از همه , نگاهی فراتر از نگاه صرفا جنسی به موضوع همجنسگرایی وی, نگاه هر ایرانی رامی توانست نسبت به موجودیت همجنسگرایان عوض کند. آیا پرشین بلاگ چنین حقی دارد یا به عنوان زیرمجموعه دستگاه سانسور حکومتی دست به این عمل زده است؟دوستانی که مایل به امضای پتیشن اعتراض علیه نقض آزادی بیان هستند می توانند اینجا مراجعه کنند.دوستان !لازم نیست که برای دفاع از حقوق مدنی انسانهای دگرگونه مثل آنان بود و لازم هم نیست که برای دفاع از حقوق همجنسگرایان , یک همجنسگرا بود؛ کافیست که حوزه پذیرش تفاوتهای انسانی را گسنرش بدهیم وتفاوتهای شیوه زندگی انسانها را بپذیریم.
penlog کانون وبلاگ نویسان ایران پیش نویس نهایی اساسنامه کانون را به رای وبلاگ نویسان گذاشته است.لطفا مطالعه نمایید.